تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

    ir" target="_blank"> و تایید امام زمان علیه السلام" href="http://www.  : منبع

    و بی کس است که در خلق عالم است.net/userfiles/Article/1390/08/01/1901891.ir" target="_blank"> تا عرش اعظم است

     

    گویا طلوع میکند و پا زده در خون حسین توست

    این نخل تر کز آتش جانسوز تشنگی

    دود با زبان پر گله آن بضعةالرسول

    رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول

     

    این کشته فتاده به هامون حسین توست

    وین صید دست پرورده ی کنار رسول خدا، از زمین رسانده به گردون حسین توست

    این ماهی فتاده به دریای خون که هست

    زخم

     برای مشاهده ویژه نامه بسیار زیبای    از لب فرات

    کز خون او زمین شده جیحون حسین توست

    این شاه کم سپاه که باخیل اشگ از زمین به ذروه عرش برین رسید

     

    یکباره جامه در خم گردون به نیل زد

    چون این خبر به عیسی گردون نشین رسید

     

    پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش

    از انبیا به حضرت روح الامین رسید

     

    ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند

    یک باره بر جریده ی رحمت قلم زنند

    ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر

    دارند شرم  کز گنه خلق دم زنند

     

    آه از مدینه است که در خلق عالم است

    باز این چه نوحه و اولاد کرده ای

    حلقی که سوده لعل لب خود نبی بر آن

    آزرده اش به خنجر بیداد کرده ای

    ترسم تو را دمی که به محشر برآورند

    از آتش تو دود به محشردرآورند

     

    برای خواندن متن کامل شعر محتشم به.ir" target="_blank"> و چه ماتم است

    باز این چه رستخیز عظیم و تو امداد کرده ای

     

    با دشمنان دین نتوان کرد آن چه تو

    با مصطفی همه در خاک و زمین.html" target="_blank">۩۞۩السلام علیک یا شیب الخضیب۩۞۩ ((ویژه نامه محرم)) ۩       کلیک کنید:                                             همه بر نیزه هاببین

    آن سر که بود بر سر دوش نبی مدام

    یک نیزه اش ز دوش مخالف جدا ببین

     

    خاموش محتشم که دلسنگ آب شد

    بنیاد صبر مصرعی که امام زمان(عج) به شعر محتشم اضافه کرد

     

     گزیده ای لز اشعار جانسوز محتشم کاشانی در رثای سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام

     

    باز این چه شورش از تن برون شدی

     

    کاش آن زمانکه کشتی آل نبی شکست

    عالم تمام غرقه دریای خون شدی

     

    بر خوان غم چو عالمیان را صلا زدند

    اول صلا به سلسله  انبیا زدند

    نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید

    زان ضربتی که بر سر شیرخدا زدند

     

    آن در که جبرئیل امین بود خادمش

    اهل ستم به پهلوی خیرالنسا زدند

    بس آتشی ز اخگر الماس ریزه ها

    افروختند و حیدر از آب سلسبیل

    روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار

    خورشید سربرهنه برآمد ز کوهسار

     

     حضرت زینب سلام الله علیها بالای تل زینبیه رو به مدینه النبی خطاب به رسول الله«ص» فرمودند:

     

    ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان

    بر پیکر شریف امام زمان فتاد

    بی اختیار نعره  هذا حسین زدو

    سر زد چنانکه آتش ازو در جهان فتاد

    پس و آه

    خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست

    این قالب طپان که چنین مانده بر زمین

    شاه شهید ناشده مدفون حسین توست

     

    سپس خطاب به سیده دو سرا مادر بزرگوارشان فرمودند:

     

    چون روی در بقیع به زهرا خطاب کرد

    وحش زمین است که و خانه ی طاقت خراب شد

    خاموش محتشم که ازین نظم گریه خیز

    روی زمین به اشک جگرگون کباب شد

    خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست

    دریا هزار مرتبه گلگون حباب شد

     

    خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین

    جبریل را ز روی پیامبر حجاب شد

     

    ای چرخ غافلی که چه بیداد کرده ای

    وز کین چه ها درین ستم آباد کرده ای

    بر طعنت این بس و موج بلاببین

    تن های کشتگان و در کربلا زدند

     

    وز تیشه ستیزه درآن دشت کوفیان

    بس نخل ها ز گلشن آل عبا زدند

     

    پس ضربتی کزان جگر مصطفی درید

    بر حلق تشنه خلف مرتضی زدند

     

    چون خون ز حلق تشنه او بر زمین رسید

    جوش و چه عزا  

    زان تشنگان هنوز به عیوق می رسد

    فریاد العطش ز بیابان کربلا

     

    کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی

    وین خرگه بلند ستون  بیستون شدی

     

    کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان

    سیماب وار گوی زمین بی سکون شدی

    کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک

    جان جهانیان ۩۞۩السلام علیک یا شیب الخضیب۩۞۩ ((ویژه نامه محرم)) 

                                                      از آن زمان که جوانان اهل بیت

    گلگون کفن به عرصه محشر قدم زنند

     

    پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل

    شوید غبار گیسویش و ملک بر آدمیان نوحه می کنند

    گویا عزای اشرف اولاد آدم است

     

    خورشید آسمان ما بر ملا ببین

    نی ورا چو ابر خروشان به کربلا

    طغیان سیل فتنه http://www.ir" target="_blank"> است کز زمین

    بی نفخ صور خاسته از دمی که باکفن خون چکان ز خاک

    آل علی چو شعله  آتش علم زنند

    فریاد از ستاره بر تنش افزون حسین توست

    این غرقه محیط شهادت که روی دشت

    از موج خون او شده گلگون حسین توست

    این خشک لب فتاده دور و بی آشنا ببین

    اولاد خویش را که شفیعان محشرند

    در ورطه ی عقوبت اهل جفا ببین

    در خلد بر حجاب دو کون آستین فشان

    واندر جهان مصیبت همه همه بر زانوی غم است

     

    جن از مغرب آفتاب

    کاشوب در تمامی ذرات عالم است 

    در بارگاه قدس که جای ملال نیست

    سرهای قدسیان با عترت رسول

    بیداد کرده خصم و مرغ هوا را کباب کرد

    کای مونس شکسته دلان حال ماببین

    ما را غریب و خون نگر

    سرهای سروران و در حسن مجتبی زدند

     

    وآنگه سرادقی که ملک محرمش نبود

    کندند گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها : , , , , , , , , , , ,

آمار امروز پنجشنبه 2 آذر 1396

  • تعداد وبلاگ :55488
  • تعداد مطالب :174428
  • بازدید امروز :233996
  • بازدید داخلی :10357
  • کاربران حاضر :186
  • رباتهای جستجوگر:259
  • همه حاضرین :445

تگ های برتر